الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

88

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

به نسبت يك به ميلياردها و ميلياردها ضعيف مىباشد . ثانياً : كثرت احتمالات تصادفات مرتبط به يكديگر ، موجب ضعف تصادفى بودن وقوع آن احتمالات مىشود ، چون احتمال تصادفى بودن دو ، سه و يا چندين حادثهء مرتبط به هم اگر قابل قبول باشد ، صدها و هزارهاى آن هرگز قابل قبول نخواهد بود . لذا مسأله به كثرت احتمال تصادفات مرتبط به هم مربوط مىشود كه هرچه احتمال تصادف بيشتر شود ، ضعيف‌تر و غيرعقلايىتر خواهد شد ( و دليل بر اين است كه اين وضع و نظم غامض و پيچيده با تصادف به وجود نيامده است ) در برابر احتمال مرتبط نبودن كه هرچه زيادتر شود ، احتمال تصادف در آن ضعيف نخواهد شد . بنابراين آنچه ملاحظه مىشود كثرت احتمالات تصادفات مرتبط به يكديگر است كه البتّه اگر هر يك از اين احتمالات مرتبط به هم را نسبت به احتمالات غيرمرتبط با همان حساب احتمالات بسنجيم ، به اين نتيجه مىرسيم كه در برابر احتمالات غيرمحصور و غيرمرتبط به هم ، وقوع اين احتمالات مرتبط به هم كه با وجود غيرمحصور بودن در برابر غير مرتبطها با همان حساب احتمالات چيزى نيستند ، هرگز قابل حمل بر تصادف نيست و نمىتوان آنها را به غير از قصد و شعور و فعل حكيم مختار ، به گونهء ديگرى توجيه كرد ( آرى ، هرگز نمىشود ) و مفهوم احتمال وقوع اين همه محتملات مرتبط با هم به تصادف و عدم وقوع احتمالات غيرمرتبط كه كثرتشان را نسبت به اينها نمىتوان احصا كرد ، جز نسبت دادن شعور و قصد به تصادف ، چيز ديگرى نيست . بزرگ‌ترين انديشهء غلط اين است كه انسانى كه نمىتواند يك عمل بسيار كوچك و منظّم را بدون يك عامل متخصّص به عنوان تصادف تصديق كند ، احتمال بدهد يا قبول كند كه بزرگ‌ترين و وسيع‌ترين